لابراتوار شهری، برخلاف آنچه نامش القا می‌کند، از دل یک واقعه زاده شد: جنگ.

در روزهایی که جنگ، هم خیابان‌ها را دگرگون کرد و هم شبکه‌های ارتباطی را محدود ساخت، بیش از هر زمان دیگری فقدان یک فضای مشترک برای اندیشیدن احساس می‌شد. اینترنت در ایران، به شبکه‌ای محصور و درون‌مرزی تقلیل یافت؛ گویی آنچه ذاتاً بر پیوند استوار بود، به ابزاری برای انزوا بدل شد.
در چنین وضعیتی، مسئله از دست رفتن امکان گفت‌وگو است. گفت‌وگو به معنای شکل‌گیری فهمی مشترک از جهان پیرامون. لابراتوار شهری تلاشی برای بازسازی فضایی عمومی در مقیاسی کوچک است؛ جایی که بتوان در میانه‌ی جنگ، انسداد و فشار، همچنان اندیشید، گفت‌وگو کرد و تجربه‌ی زیستن را به اشتراک گذاشت. اگر شهر برآمده از تعاملات پیچیده انسانی است، پس هر گفت‌وگویی درباره‌ی شهر، خود شکلی از ساختن آن است. هرچند محدود، موقت و شکننده.

جَـــریان